المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
504
مروج الذهب ( فارسى )
هلاكت رسيدند و شاعرشان گفت : « اى ديده بر عبيل اشك بريز آيا چيزى كه از دست رفته با گريستن باز ميگردد ؟ آنها يثرب را كه نشانه و بانگ زن و شترى در آن نبود آباد كردند نخلهاى آن را در مجراى آب بكاشتند و اطراف نهالهاى كوچك درختان بزرگ نشانيدند . » خداوند جلت قدرته از ايشان خبر داده و فرمود ثموديان و عاديان حادثه ويران كننده را دروغ شمردند اما ثموديان به . . ( صيحه ) خارق العاده هلاك شدند اما عاديان بباد سخت طوفانى هلاك يافتند » اهل شرايع درباره قوم شعيب بن نويل بن رعويل بن مر بن عنقا ابن مدين ابن ابراهيم خليل صلى الله عليه و سلم كه زبان عربى داشت اختلاف كردهاند بعضى گفتهاند كه آنها از عربان منقرض شده و اقوام فنا شده نسلهاى گذشته بودهاند بعضى گفتهاند آنها از فرزندان محض بن جندل بن يعصب بن مدين بن ابراهيم بودهاند و شعيب برادر نسبى ايشان بوده است و آنها چند پادشاه بودند كه ممالكشان پيوسته بود و بعضى نام ابجد و هوز و حطى و كلمن و سعفص و قرشت داشتند و چنان كه گفتيم بنى محض بن جندل بودند و حروف جمل را كه بيست و نه حرف است و مدار حساب جمل بر آنست بنام اين شاهان ترتيب دادهاند درباره اين حروف بجز آنچه گفتيم - صورتهاى ديگر نيز به ترتيبى كه سابقاً در اين كتاب آوردهايم گفتهاند و جاى نقل گفتارها و خلافها كه مردم در تفسير و معنى آن داشتهاند در اين كتاب نيست ابجد پادشاه مكه و ناحيه حجاز بود هوز و حطى دو پادشاه ديار وج بودند كه سرزمين طايف و نواحى مجاور آن از ديار نجد است كلمن و سعفص و قرشت در مدين پادشاهى داشتند و بقولى پادشاهان مصر بودند و كلمن پادشاه مدين بود . بعضى نيز گفتهاند كلمن بر همه اين نواحى كه گفتيم پادشاهى داشت . عذاب روز سايبان در قلمرو كلمن رخ داد كه شعيب دعوتشان كرد و تكذيبش كردند و عذاب روز سايبان را به آنها وعده داد و از آسمان درى از آتش بر آنها گشوده شد و شعيب با كسانى كه به دو ايمان